معرفی قبایل پشتون - سواتی

سواتی‌ها ساکنان پیشین دره سوات بودند. یوسف‌زی‌ها در اوایل قرن شانزدهم آنان را از سوات بیرون راندند. سواتی‌ها مردمانی پرشمارند که بیشتر در مناطق مانسهره، باتگرام، تورغار و تا حدی در کوهستان سکونت دارند. آنان دره‌های آگرو، کونش و بوگرمنگ در منطقه مانسهره سکونتگاه دارند.

تحقیقات جدید بر روی دی‌ان‌ای قبیله سواتی که به تعداد زیاد در بخش هزاره (ایالت خیبر پختونخوا، پاکستان) زندگی می‌کنند، نشان داده است که سواتی‌ها از نظر قومی تاجیک‌های فارسی‌زبان هستند. زبان اصلی سواتی‌ها گبری بود. گویشی از فارسی دری که به گفته برخی مورخان، اکثر آنها پشتو را به عنوان زبان مادری صحبت می‌کنند، در حالی که برخی از سواتی‌ها پشتو را فراموش کرده و به زبان هندکو صحبت می‌کنند. هرچه روستایی در ساحل شرقی از رود سند دورتر باشد، میزان استفاده از هندکو بیشتر و پشتو کمتر می‌شود. مردم مناطق مجاور در آن سوی سند و سواتی‌های همسایه آنان، تنها به پشتو سخن می‌گویند. برخی از خویشاوندان آنان در کشمیر ساکنند. آنان به شدت از قانون قبیله‌ای پشتون پیروی می‌کنند و آن را «سواتی‌والی» می‌نامند.

زمانی که بابرشاه از کوه‌های هندوکش گذشت و در سال ۱۵۰۴ کابل را تصرف کرد، مناطق سوات و باجور توسط گروه‌های قومی-زبانی داردی که عموماً دهگان یا دیگان نامیده می‌شدند اسکان داشتند، جامعه‌ای قومی که روزگاری بر مناطقی از پاکستان که اکنون توسط قبایل پشتون خاشی در آن ساکن است، پراکنده بودند. حاکمان داردی سوات و باجور گیبَری نام داشتند. سلاطین گیبَری سوات، که به جهانگیری‌ها نیز معروفند، قدرتمندترینِ حاکمان محلی در مناطق داردیزبان بودند. آنان نه تنها بر دره سوات، پنجکوره و بونر حکومت می‌کردند، بلکه از طریق دست‌نشاندگان شالمَنی خود، بر مناطق هموار مجاور کوهستان نیز سلطه داشتند. پایتخت آنان منگلور در سوات بود. رعایای آنان، که در تاریخ‌های افغان به نام دهگان‌ها یا کوهستانی‌ها یاد شده‌اند، متشکل از قبایلی مانند مِترَوی، مُمیالی و شالمَنی و نیز دیگر قبایل داردی از چترال تا شانگله، شامل مردمان سوات-کوهستان و دیر-کوهستان بودند. بر اساس تاریخ افغان‌ها نوشته خواجه مَلِزایی که حدود سال ۱۶۲۳ میلادی تألیف شده، قبیله میترَوی سواتی‌ها در قرن هجدهم نسب خود را به یوسف‌زایی‌ها می‌رساندند و ادعا می‌کردند که در دوران باستان، زمانی که یوسف‌زایی‌ها در اطراف قندهار زندگی می‌کردند، از آنان جدا شده‌اند.

معرفی قبایل پشتون - سواتی
مکاتبه‌ای به زبان فارسی بین رئیس قبیله سواتی و امیر افغانستان: این نامه مربوط به دهه ۱۸۰۰ میلادی است، زمانی که پهلی بخشی از افغانستان بود.

عبدالظل، درباری امپراتوربزرگ مغول اکبر، در نوشته های خود آورده که سلاطین سوات ادعا می‌کردند از نواده دختری سلطان سکندر ذوالقرنین هستند. او در اکبرنامه می‌نویسد:

«در این سرزمین (سوات و باجور) قبیله‌ای بود که لقب «سلطانی» داشت و ادعا می‌کرد از نواده دختری سلطان سکندر ذوالقرنین است. یوسف‌زایی‌ها مدتی با غیرت به آنان خدمت کردند و سپس ناسپاس شده و زمین‌های مرغوب را به تصرف درآوردند.»

سال دقیق حمله یوسف‌زیی‌ها به سوات نامعلوم است. این واقعه می‌بایست بین سال‌های ۱۵۱۰ تا ۱۵۱۸ رخ داده باشد. یوسف‌زیی‌ها هفده سال زمان برد تا دره سوات، شامل سوات بالا و پایین، را به طور کامل مطیع خودکنند. زمانی که بابر در سال ۱۵۱۹ از آن ناحیه گذشت، یوسف‌زیی‌ها در سوات بودند، اما سلطان اویس هنوز برای کنترل منطقه با آنان در جدال بود. در همان سال، بابر به قلعه گیبَری باجور حمله کرده و در ۷ ژانویه ۱۵۱۹ آن را فتح کرد. حاکم مستقل آن، سلطان حیدرعلی گیبَری، خودکشی کرد. تمامی جمعیت مرد گیبَری، به تعداد ۳۰۰۰ نفر، شامل سلاطینشان، به قساوت توسط مغولان قتل‌عام شدند و ستونی از سرهای آنان برپا گردید. زنان و کودکانشان به بردگی گرفته شدند. با شنیدن این وقایع، سلطان اویس سوات اعلام تسلیم کرد که پذیرفته شد. سلطان اویس در برابر قدرت یوسف‌زایی‌ها به سوی شمال، به سمت سرچشمه‌های آمودریا عقب نشست. او و نوادگانش، برای چندین نسل، تا مرز بدخشان در آن نواحی حکومت کردند، پس از آن ناگهان از دید تاریخ ناپدید می‌شوند. به احتمال زیاد، حاکمان چترال، کاشکار، شغنان، واخان و برخی دیگر از دولت‌های کوچک در upper Oxus (آمودریای علیا)، از نوادگان آنان بودند و مانند آنان، نسب خود را به اسکندر مقدونی می‌رساندند.

معرفی قبایل پشتون - سواتی
نقشه امپراتوری گیبَری (۱۳۹۰–۱۵۱۹ میلادی).

عبدالظل می‌نویسد: «تا به امروز (۱۵۸۵ میلادی) برخی از ساکنان پیشین (سوات) روزگار خود را در تنگناها می‌گذرانند و به علت عشق به سرزمین مادری قادر به ترک آن نیستند.».

در سال ۱۷۰۳ میلادی، گیبَری‌های تحت فشار و دیگر ساکنان پیشین سوات، به رهبری سید جلال بابا، نواده پیر بابای بونر، از رود سند گذشتند و پهلی را فتح کردند. از آنجا که بیشتر آنان از سوات آمده بودند، توسط همسایگان نزدیکشان «سواتی» نامیده شدند.

تصاویر و شرح افراد برجسته قبیله سواتی:

مدال‌های زیر به روسای قبیله سواتی توسط پادشاهان بریتانیا اهدا شده است. اولین ریاست قبیله در سال ۱۷۰۳ و پس از فتح پهلی از ترک‌ها ایجاد شد. ریاست قبیله پس از مرگ آخرین ریش‌سفید قبلی، به فرد جدید واگذار می‌گردد. رئیس قبیله سواتی، نواب پهلی (منطقه مانسهره و منطقه باتگرام) بود. سواتی‌ها با شجاعت بسیار علیه امپراتور سیک‌ها (خالصه) جنگیدند و به همراه سید احمد شهید، سرزمین‌های خود را حفظ کردند. در دوران بریتانیا، بخش‌های زیادی از پهلی مستعمره شد و رؤسای قبیله مجبور به اطاعت از پادشاه بریتانیا شدند، درست مانند ۵۶۰ نواب/راجه دیگر ایالات شاهزاده‌نشین هند. با این حال، بخش وسیعی از پهلی به «یاغستان» (منطقه مستقل) تبدیل شد، زیرا زیرشاخه «توار» سواتی‌ها علیه بریتانیایی‌ها شورش کرد. بریتانیایی‌ها هرگز نتوانستند منطقه یاغستان سواتی‌ها را فتح کنند.

معرفی قبایل پشتون - سواتی
صفحه‌ای از گزتیر هزاره (حوالی دهه ۱۸۸۰) درباره رؤسا و خان‌های سواتی.
معرفی قبایل پشتون - سواتی
تصویر خان محمد عباس خان سواتی: او از حزب کنگره ملی هند (پیش از تقسیم) عضو مجلس قانونگذاری ایالتی (MLA) مانسهره بود.
معرفی قبایل پشتون - سواتی
تصویر «آقای پاکستان» مداشر خالد سواتی: اهل گاهی حبیب‌الله، منطقه مانسهره، از خانواده زمیندار حسن علی خان. او به زیرشاخه ارغوش‌ال از سواتی‌های گیبَری تعلق دارد و از نوادگان مستقیم سلطان مشهور ارغوش از پادشاهی گیبَری است. او مدال‌های طلای متعددی در بازی‌های آسیای جنوبی کسب کرده و عنوان آقای پاکستان را دارد. شجره‌نامه خانواده تا سلطان ارغوش نزد خانواده و در اسناد دولت پاکستان حفظ شده است.

معرفی قبایل پشتون - سواتی
تصویر سناتور اعظم سواتی: وی معاون ارشد حزب تحریک انصاف پاکستان (محبوب‌ترین حزب سیاسی پاکستان) است. اعظم سواتی به زیرشاخه علیشیری از سواتی‌های مترَوی تعلق دارد. او در مانسهره (پهلی پایین) متولد شده است. وی وزیر کنترل مواد مخدر، وزیر راه‌آهن و وزیر علوم و فناوری پاکستان بوده است. اعظم سواتی از ثروتمندترین افراد پاکستان محسوب می‌شود.
معرفی قبایل پشتون - سواتی
تصویر عضو فعلی مجلس ایالتی مانسهره، بابُر سلیم سواتی (معروف به شیرِ مانسهره): او به زیرشاخه جهانگیری از سواتی‌های گیبَری تعلق دارد و از نوادگان مستقیم سلطان جهانگیر از پادشاهی گیبَری است.عنوان
معرفی قبایل پشتون - سواتی
تصویر مارشال نیروی هوایی پاکستان، شهید منصور سواتی اهل مانسهره: او به زیرشاخه جهانگیری از سواتی‌های گیبَری تعلق دارد و از نوادگان مستقیم سلطان جهانگیر (پدر سلطان اویس سواتی - آخرین سلطان) است. عنوان «جهانگیری» روی پلاک نام او نوشته شده است.
معرفی قبایل پشتون - سواتی
ژنرال ربانی سواتی: بنیانگذار یگان سواتی در ارتش پاکستان، از خانواده سواتی‌های مانسهره است. او نوه «خان باتَل» بود.
معرفی قبایل پشتون - سواتی
تصویر حنیف گوهر سواتی: او مدیرعامل گروه شرکت‌های گوهر است و به خاطر فعالیت‌های خیریه شناخته شده است. او یک بیمارستان بزرگ ۵ طبقه در دودیال مانسهره برای رفاه مردم ساخته است. او به زیرشاخه ارغوش‌ال از سواتی‌های گیبَری تعلق دارد. همچنین او رئیس ۱۸ قبیله هزاره است.
معرفی قبایل پشتون - سواتی
تصویر یک جرگه از خانواده سواتی‌های بالاکوت (منطقه مانسهره): شایان ذکر است که در همه مناطق پهلی، «خان»‌هایی وجود دارند (رؤسای محلی آن منطقه، نه رئیس اصلی قبیله). خان‌های بالاکوت به زیرشاخه سرخِلی از سواتی‌های گیبَری تعلق دارند.
چهار جوان قبیله‌ای سواتی، حوالی ۱۸۹۰ میلادی. عکس از بورن و شفرد
چهار جوان قبیله‌ای سواتی، حوالی ۱۸۹۰ میلادی. عکس از بورن و شفرد

از ۲۱ روستای دره ناران کاغان، مالکیت ۱۴ روستا مطابق گزتیر هزاره متعلق به سواتی‌هاست. ۷ روستای باقی‌مانده متعلق به سادات است که از نوادگان سید جلال (همان کسی که در سال ۱۷۰۳ ارتش سواتی‌ها را رهبری می‌کرد) هستند. او ۷ روستا در دره کاغان برای خود نگه داشت، به همین دلیل سادات زیادی در کاغان حضور دارند.

نویسنده: ریاض احمد رضوی، خانه فرهنگ ایران در پیشاور

منابع:

1- تاریخ حافظ رحمت خان، ترجمه اردو روشن خان، صفحه ۱۲۸

2- اکبرنامه، ترجمه انگلیسی اچ. بوریدج، جلد سوم، صفحه ۷۱۶

3- بابرنامه، ترجمه انگلیسی اِی.اس. بوریدج، صفحه ۳۷۰

4- طبقات ناصری، ترجمه انگلیسی اچ.جی. راورتی، صفحه ۱۰۴۴

5- اکبرنامه، ترجمه انگلیسی اچ. بوریدج، جلد سوم، صفحه ۷۱۶

کد خبر 26409

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 1 =